ساعتی پیش
آخرین نقطه گزارش درباره کتاب های درسی را گذاشتم و آنرا برای آخرین بررسی انتقادی
برای اعضای تیم فرستادم که در مدت 3 ماه
گذشته از نزدیک بروی این موضوع کار کرده است. گفتن اینکه یک متن تمام شده است
همیشه دشوار است. باید روزی از آن دل کند و با خود گفت دیگر بس است. امشب زمانی که
برای آخرین بار از اول تا آخر مطلب را نگاه میکردم با خودم میگفتم هنوز اینجا
میشود این یا آن نقل قول را گذاشت یا چند خطی هم درباره فلان موضوع نوشت. ولی این
داستان پایانی ندارد و میشود روزها و روزها درباره گوشه و کنار این کتاب ها نوشت.
هنگام نوشتن
جمع بندی کلی گزارش حس غمگینی داشتم. کتاب
های درسی ما از دنیای و اندیشه امروز ده ها سال عقب هستند و حرف های عجیب و غریب
میزنند که شاید در هیج نظام آموزشی نمیتوان پیدا کرد. یکی از دوستان جوان که چند
ماهی است به این دیار آمده است میگفت که خیلی از بچه ها در برابر این حرف ها بنوعی
بی حسی میرسند. انگار دارند فیزیک و شیمی میخوانند. حرف های ایدئولوژیک، نصایح
اخلاقی، گفتمان مذهبی را مانند فرمول از حفظ میکنند برای امتحان بعد هم انگار نه
انگار تربیت دینی در کار بوده است. ولی من فکر میکنم داستان یه مقدار پیچیده تر
است و این نوع رابطه در نظام آموزشی بر روح و روان بچه ها و هویت آنها تاثیرات
زیادی بر جا میگذارد.
در نتیجه
گیری گزارش که به اشکال تبعیض در مطالب درسی میپردازد آمده است که داده های مختلف
این بررسی نشان میدهند که کتاب های درسی ایران با رهیافتی دینی و ایدئولوژیک به
دنیا مینگرد. نگاه به دنیا، جامعه، تاریخ و انسان از منظر یک دکترین دینی، مانند
هر ایدئولوژی دیگری، همیشه تقلیلی و جانبدارانه و با حذف همراه است. این گفتمان
کسانی را بعنوان خودی میپذیرد، جماعتی را "تحمل" میکند و کسانی دیگر را
کنار میزند. نگاه حذفی و تقلیلی به این ترتیب در جوهر خود مکانیسم های رفتار و
تفسیر مبتنی بر تبعیض را تولید و باز تولید میکند.
ویژگی دیگر
مطالب درسی این است که از منظر دینی و سیاسی به این نگاه مبتنی بر تبعیض رسمیت میدهد. به عبارت دیگر نگاه مبتنی بر
تبعیض جنسیتی، هویتی و یا دینی بطور آشکار و رسمی در کتاب های درسی مورد پذیرش
قبول میگیرند و مشروع قلمداد میشوند و ما
با نوعی تبعیض مشروعیت بخشیده شده و نهادی مواجه هستیم.
فرد ایده آل
(آرمانی) در کتاب های درسی شیعه باتقوا و دینداری است که به حکومت اسلامی باور دارد
و از قوانین اسلام پیروی میکند. این شخصیت "ایده آل" همه جا درخطابه های
کتاب های درسی حضور دارد و در قالب چهره های و شخصیت های ایده آلیزه شده کتاب های
درسی ظهور میکنند. زن ایده آل کتاب های درسی هر چند سنتی و همچون اجداد خود زندانی
خانه نیست با این همه تفاوت و فرودستی خود نسبت به مرد را با میل و رغبت می پذیرد
به آن گردن میگذارد. انسان های خارج از
این مقولات کلیشه ای "غیرخودی" هستند درست همانگونه که ژان پل سارتر
درباره عدم تحمل غیر خودی میگفت " دیگری جهنم است".
به این ترتیب افراد در نگاه کتاب های درسی افراد
برابر نیستند و بر اساس جنسیت، دین، نحوه دینداری و وابستگی قومی در سلسله مراتب
ارزشی تعریف میشوند و مورد داوری قرار میگیرند. گفتمان برنامه درسی با ایده برابری
همه انسانها آنگونه که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و یا اسناد سازمان ملل آمده
نوشته نشده است. در درک کتاب های درسی همانگونه که انسانها بر اساس هویت و اعمال
خود در روز قیامت مورد داوری الهی قرار خواهند گرفت در دنیای زمینی نیز نمیتوانند
با یکدیگر برابر باشند. کسانی از همان هنگام تولد شهروند درجه اول هستند و کسانی
هم بخاطر هویت، جنسیت و نوع تفکر خود شهروند درجه دوم وسوم میشوند. در حقیقت ما با
نظامی سر و کار داریم که در آن افراد بر پایه معیارهای هویتی و جنسیتی به درجات
مختلف پذیرفته و یا رانده میشوند. رانده
شدگان از درون قربانیان نظام مبتنی بر تبعیض را تشکیل میدهند.
گفتمان مبتنی
بر تبعیض نوعی فرهنگ مبتنی بر تبعیض را هم
بوجود میاورد. این فرهنگ نشانه ها ، کدها، زبان و ارزش های خود را دارد و مطالب
درسی با تکرار آنها تلاش میکنند تبعیض و تفاوت گذاری را بصورت امری
"طبیعی" و مشروع حتی رایج در سایر کشورها ارائه کنند. بدین ترتیب است که
کلماتی مانند "نجس"، "کافر"، "بهایی"،
"منافق"، "منحرف"، "فریب خورده" و یا
"دشمن" مرزهای هویتی را ترسیم میکنند و کسانی بصورت قربانیان نظام
تبعیضی در آنسوی سیم های خار دار زندان ایدئولوژیک به شهروند درجه دوم تبدیل
میشوند.
"گناه
آغازین" مطالب درسی در تولید وبازتولید نگاه و فرهنگ مبتنی بر تبعیض و نفی
آشکار برابری انسانها به پروژه سیاسی-ایدئولوژیکی مربوط میشود که بر پایه آن مطالب
شکل گرفته اند. در حقیقت نگاه کتابهای
درسی زندانی این نگاه بسته، منجد و یکسونگرانه به دنیا است. شالوده فلسفی کتاب های
درسی بدین سان با تفکر انتقادی و امکان نقد همه پدیده های عالم که مهم ترین دست
آورد مدرنیته است در تعارض اشکار قرار میگیرد. مشکل اساسی در درک و نگاه برنامه
درسی حرکت از "حقیقت" ناب دینی و توضیح و تفسیر دنیا بر پایه قواعد و
باورهای ابدی و جاودانه ای هستند که با زمان و مکان تغییر نمیکنند. زن یا مرد
بودن، دینداری، جایگاه و حقوق انسانها در جامعه مانند بسیاری دیگر از مقولات
اجتماعی با زمان و مکان تحول میابند و نمیتوانند در قالب های خشک و ابدی باقی
بمانند.
بدین ترتیب
است که گفتمانی که خود را اخلاقی، معنوی گرایانه و در خدمت نجات همه بشریت میداند
بطور پارادکسال بصورت خطابه تبعیض آمیزی در می آید که انسان ها را از هم جدا و
تقسیم میکند و به تفاوت ها مشروعیت می بخشد. مشکل نظام آموزشی ایران همانی است که
همه مدارس دینی که بصورت الگوسانتریک به دنیا می نگرند دارند. بویژه آنکه مطالب
درسی از بالا و بصورتی آمرانه به دانش آموزان و معلمان تحمیل میشود و آنها از حق
نقد و آزادی بیان قابل توجهی در برخوردار نیستند.
نوشتن گزارش
و کار با یک گروه پژوهشی به مدت سه ماه خود سفری است و اینبار سفری بود با همیشه
متفاوت.
در زمان های
طولانی کار همدم تنهایی من در اتاق کارم آهنگ های شجریان بودند و سه تا سی دی که
رویهم 45 ساعت موسیقی اصیل ایرانی را در خودشان جای میدهند. یادم نیست چند بار این
سی دی را گوش دادم. برای شریک کردن شما با این لحظات کلنجار رفتن با مطالب یکی از
آنها را به شما پیشنهاد میکنم.
http://fr.youtube.com/watch?v=Kx2BUrQyb3o&feature=related
+++
هنوز جوهر
این گزارش خشک نشده باید به سراغ گزارشی بروم درباره جامعه شناسی روابط درون
دانشگاه ها از فراز پژوهش های 25 سال گذشته برای وزارت آموزش عالی فرانسه. کار
بروی گزارش قبلی سبب شده که تحقیق بعدی از زمان بندی عقب باشد. گزارش ما زمانی
آماده میشود که دانشگاه های فرانسه با بحران دامنه داری مواجه هستند. با توجه به
رسمی بودن گزارش انعکاس آنهم باید زیاد باشد. بیش از 10 روز است که حرکت های
دانشجویی آغاز شده است و از روز 2 شنبه دانشگاه ما هم توسط دانشجویان معترض اشغال
شده و امکان برگزاری کلاس درس وجود ندارد. رئیس دانشگاه ما هنوز از پلیس تفاضای
دخالت نکرده است. به نظرم دانشجویان در طرح مطالبات خود و روش هایی که انتخاب
میکنند راه درستی را نمیروند. شاید در 30 سال گذشته این اولین باری باشد که به یک
جنبش دانشجویی تا این حد نگاه انتقادی دارم. شاید در فرصت دیگر در این باره بیشتر
بنویسم.
+++
این هفته با
دانشجوی ایرانی آشنا شدم که باید حدود 55 سال داشته باشد (راستش سنش را نپرسیدم)
سال ها پیش دکترای فیزیک گرفته و الان هم به کار آموزش اشتغال دارد. چندی است
تصمیم گرفته از اول جامعه شناسی بخواند. اسمش را در مدرسه عالی مطالعات اجتماعی
نوشته و قرار است با فرهاد خسرو خاور و من کار کند. موضوع کارش هم نوع جامعه پذیری
جوانان ایرانی مقیم فرانسه است. با هم نشستی داشیم برای صحبت پیرامون کارش. قرار
شد کتاب شناسی را تکمیل کند و چند کتاب پایه ای درباره پدیده مهاجرت هم بخواند.
برایم این علاقه نورسته و تلاشی هستی شناسانه بسیار جالب است...
+++
