من
اولین کلاس خودم را در مدرسه مطالعات اجتماعی پاریس برگزار کردم. دو جلسه قبلی را
همکارم محسن متقی بر عهده داشت و درباره سیر تحول جنبش روشنفکران مذهبی از سال های
60 صحبت کرد. محسن در تزش درباره این موضوع پژوهش بسیار جامع و غنی انجام داده و
در 3 سال اخیر بتدریج کارش را ادامه داده است. بحث این جلسه من درباره بوجود آمدن
نهادهای مدرن در ایران بر پایه تجربه آموزش و نوع برخورد گروه های اسلام گرا با آن
در ایران بود. من به خصوص به شکل گیری برخورد انتقادی نسبت به نظام آموزشی در دهه
شصت میلادی در میان کسانی مانند شریعتی و آل احمد اشاره کردم. در این دوره نظیر
این گرایش های انتقادی در کشورهای دیگر جهان هم ازجمله در اروپا هم بوجود آمد اما
اندیشمندان و کنشگران این کشورها بیشتر به آینده نظر داشتند در حالیکه دکتر شریعتی
و آل احمد بازگشت به گذشته و به اسلام را پیشنهاد میکردند هر چند نگاه آنها با
نگاه محافل سنتی بسیار متفاوت بود و بخصوص دکتر شریعتی درکی بسیار اومانیستی و
معنوی به آموزش داشت. در این جلسه همچنین به تجربه ایجاد مدارس اسلام گرا مانند
علوی و کمال اشاره شد که تا حدودی در نوع اسلامی کردن نظام پس از انقلاب نقش
داشت. دانشجویان کلاس بطور عمده بروی
مسائل ایران کار میکنند و مشارکت آنها در بحث ها بسیار فعال است.
+++
دیروز
از سفر کوتاه سه روزه به تونس به پاریس برگشتم. انگیزه سفر ارائه نتایج پژوهشی بود
که گروه ما بروی دانشجویان تونسی در فرانسه انجام داده است به سفارش وزارت آموزش
عالی و جوانان این کشور و مشارکت مرکز ملی تحقیقات دانشجویی فرانسه. کار ما بسیار
فشرده بود و رسیدن به تفاهم با دوستان و همکاران تونسی کمی سخت و وقت گیر. ولی در
مجموع بروی چهارچوب های اصلی تحلیل و نیز نوع انتشار داده ها توافق شد. داده های
این پژوهش که 426 دانشجو را دربر میگیرد گاه بسیار جالب و قابل تامل هستند. برای
مثال فقط حدود یک سوم از آنها میخواهند به تونس برگردند و بقیه یا مرددند و یا
تصمیم دارند در فرانسه و یا کشور دیگری مانند کانادا مستقر شوند. نکته دیگر در این
پژوهش نگاه به دانشجویان در دانشگاه و جامعه بود. دانشجویان از نگاه سایر
دانشجویان (فرانسوی و یا خارجی) بسیار رضایت دارند ولی از اینکه جامعه آنها را
بیشتر به عنوان خارجی نگاه میکند تا دانشجو و یا دانشجوی تونسی دل خوشی ندارند.
آنها همچنین ترجیح میدهند به آنها به عنوان "عرب" نگاه نشود و هویت ملی
و دانشجویی خود را در وهله نخست مطرح
میکنند.
در
این ماموریت برای اولین بار با هواپیمایی تونسی سفر کردم. روابط مهمانداران و
مسافران برایم بسیار جالب بود. خونگرمی و خودمانی بودن شرقی در برابر روابط بسیار
مودبانه ولی رسمی و سرد در پروازهای اروپایی و امریکایی. ولی خونگرمی بهایی هم
دارد و آنهم روابط غیر رسمی گاه آزار دهنده و نیز اندکی بی نظمی. برای مثال در
شروع پرواز مهمانداران زمانی طولانی را صرف نشاندن افراد بر سر صندلی های خودشان
میکنند چرا که برخی هر جا که پسندیده اند اطراق میکنند و کاری به نظم رسمی و شماره
ندارند. در حالیکه من و همکار فرانسوی با کنجکاوی به جنگ دوستانه میان مهمانداران
و مسافران بی نظم خیره شده بودیم یکی از
مهمانداران به سراغ ما آمد واز ما شماره صندلی را خواست. ما هم با اعتماد به نفس
آنرا به او نشان دادیم. خانم مهماندار با لبخند مادرانه به ما گفت که به جای ردیف
26 در ردیف 25 هستیم. ما هم مشغول جمع کردن اثاث شدیم برای نقل مکان به سر جای
واقعی خودمان که مهماندار به ما گفت با دو مسافر دیگر به توافق رسیدم لازم نیست
جایتان را عوض کنید. به همکارم گفتم دیدی که نظم شرقی کارایی هم دارد.
در
حاشیه دیدار از تونس در فرصتی که به وجود آمده بود به دیدن موزه تاریخی باردو
رفتیم که به دوره طلایی تمدن تونس بویژه محله کارتاژ (در 10 کیلومتری پایتخت)
اختصاص دارد و مجموعه بی نظیری از مجسمه ها، موزائیک ها، کاشی ها و ابزار 25 تا 18
قرن پیش را به نمایش میگذارد و بیشتر آنها به اسطوره شناسی تمدن یونایی و ابتدای
تمدن رومی و مسیحیی اختصاص دارد. شخصیت های اصلی اسطوری مانند ژوپیتر، آپولون،
نپتون، هرکول همه جا حضور دارند. در مجسمه ها و طرح های زیبای موزائیک های زمینی و
دیواری زنان اسطوره ای هم مطرح میشوند و بسیاری از مجسمه ها و تصاویر زنانه لخت و
یا نیمه لخت هستند و برخی از آنها به همین دلیل آسیب دیده اند و برای مثال اثری از
سر انها نیست.
اینهم
آدرسی که میتوانید با آن به سراغ موزه بروید و پیش از دیدار احتمالی حضوری بطور
مجازی با برخی آثار آشنا شوید.
http://www.di.com.tn/museebardo/
+++
کارگاه
(اتلیه – ورک شاپ) تاریخ زندگی این هفته با شرکت 5 نفر برگزار شد. هدف ار این
کارگاه آموزشی آماده کردن داوطلبان برای ارزشیابی سطح شناخت و آگاهی و نیز مهارت
های آنها برای اعطای مدرک دانشگاهی بدون شرکت در کلاس های درس است. داوطلبان این
روش جدید را بطور عمده بزرگسالانی تشکیل میدهند که پس از پشت سر گذاشتن یک تجربه
موفق شغلی برای ارزشیابی دانستنی ها خود به دانشگاه مراجعه میکنند. کارگاه آموزشی
دو روزه به پیشنهاد من براه افتاده و هدف آن آشنا کردن داوطلبان با روش تحلیل
تجربه های مختلف زندگی و نگاه به آنها از منظر شناخت است. در کارگاه این هفته خانمی 65 ساله شرکت داشت
بنام کولت که 15 سال از عمرش را در دانشگاه هایی مانند هاروارد، کلمبیا (نیویورک)
طی کرده است دارای مدرک دکترای پزشکی و فوق لیسانس حقوق است و سال ها مترجم رسمی
یونسکو بوده است. هدف کنونی او کسب مدرک فوق لیسانس مترجمی در امور قضایی است. کولت
زنی ریز اندام است و عینک پهنش نیمی از صورتش را میپوشاند. چهره ای عبوس دارد،
کمتر لبخند میزند و از میتواند باسانی حس های درونی اش را حالت یکنواخت صورتش
پنهان کند و گاه انسان حس میکند ماسکی بر چهره دارد. کولت 18 سال از زندگیش را در
صومعه ای در مرز ایتالیا بسر برده در لباس راهبه. شاید این نگاه عبوس و سرد هم
تبلورهای سال های عبادت و تنهایی است و شاید هم نتیجه رنج های زندگی. برخلاف
دیگران که بدون پرده پوشی درباره گذشته خود حرف میزنند او کم حرف است و برای هر
پاسخی لحظات طولانی به شما خیره میشود و فکر میکند. با شنیدن حرف هایش حس میکنم هر
کلمه اش با ساعتها سبک و سنگین کردن بزبان جاری شده است. از او میپرسم این مدرک به
چه درد شما میخورد. میگوید مثل مدرک های دیگر. مگر پزشکی به چه درد من خورد. برای
خودم میخواهم این یک چالش شخصی است و شاید آخرین باری که در زندگی حس رضایت از
خویشتن خودم بدست میاوردم. انسان عجیبی است. به همکارم آلین میگویم بسیار کنجکاوم
تا به درون این کوه راز راهی پیدا کنم و از داستان زندگی اش بیشتر بدانم.
+++
دو موضع گیری سرپرست وزارت آموزش و پرورش درباره آموزش دختران در ایران بازتاب وسیعی پیدا کرده است. برخورد اول مربوط میشود به جدا کردن کتاب های درسی دختران و پسران و مطلب دوم در مورد تفاوت در آموزش دختر و پسر. وی گفته است " تا سال 1328 برنامههای تعلیم و تربیت دختران و پسران متفاوت بوده است و پس از آن به صورت یكسان درآمده است، با این وجود آیا آموزش یكسان دختران و پسران دستاورد استعمار نبوده كه به ما تحمیل شده است؟!"
سایت آفتاب همچنین از قول سرپرست وزارت آموزش و پرورش
نوشته است که 54 درصد از كاركنان آموزش و
پرورش را زنان و 5/48 درصد از جمعیت دانشآموزی را نیز دختران تشكیل میدهند كه این
درصد روز به روز بیشتر میشود. مسوولیت زنان در این عرصه بسیار بیشتر و مهمتر
است، چرا كه فرزندان دختر ما با فرزندان پسر مشابه و یكسان نیستند؛ هر چند كه
رسانهها این موضوع را به گونهای دیگر منتقل میكنند...تفاوت بین دختران و پسران
حقیقت مسلمی است كه هیچ گاه قابل انكار نیست و دختران و پسران در ردههای سنی خاصی
نیازهای جسمی، روحی و عقلایی یكسان ندارند. در عین حال آیندهای كه برای دختران و
پسران در جامعه ما ترسیم میشود، چه ما موافق باشیم و چه نباشیم، یكسان نیست... علی
احمدی افزود: یكبار فردی به من گفت تا سال 1328 برنامههای تعلیم و تربیتی برای
دختران و پسران متفاوت بوده است و از آن به بعد بوده كه این آموزشها یكسان شده
است. آیا این روند نیز یكی از دستاوردهای استعمار نبوده كه به ما تحمیل شده است؟
... از دوستان رسانهای میخواهیم كه این نكته را به صورتی درست ترویج دهند و جا بیاندازند
و از سیاسی كردن صحبتهای ما بپرهیزند، چرا كه ترویج چنین تفكراتی، شایسته رسانهها
نیست. وی با بیان این كه مدارس و واحدهای آموزشی دختران و پسران مقتضیات خاص خود
را میطلبند، گفت: نوع تعامل اولیا و مربیان در مدارس دخترانه و پسرانه متفاوت است
و حتی مقاطع تحصیلی دختران و پسران باید متفاوت باشد."
