این
هفته اولین گزارش پژوهشی که درباره رابطه میان استاد و دانشجو در دانشگاه انجام
میدهیم را در برابر کمیسیونی که مسئول رسیدگی به پروژه های تحقیقی است ارائه کردم.
با توجه به این همکار دیگرم که با من مسئولیت این کار را بعهده دارد در سفر برزیل
است میبایست تنهایی این کار را انجام میدادم. این گزارش مقدماتی 58 صفحه ای اسکلت
اصلی متن نهایی است و بخش هایی از داده ها و تحلیل ها در آن درج شده است. در مفدمه
گزارش نوشته ایم که کار پژوهشی بروی استادان دانشگاه بسیار کم است و در نتیجه
رابطه با دانشجو بیشتر از دید دانشجو مطرح شده است. پییر بوردیو جامعه شناس سرشناس
فرانسوی زمانی در بخش اول کتاب خود به نام انسان دنیای آکادمیک به مشکل مهم کار
پژوهشی بروی موضوعی که تم آن خود پژوهشگران باشند اشاره میکند و میگوید کمتر کسی
از میان استادان حاضر است درباره دنیای دانشگاهی ها دست به پژوهش بزند چراکه
میتواند از جمله واکنش خشمگین همکارانش را در پی بیاورد. وی از دیدگاه متدولوژیک
هم به دشواری پژوهشگر اشاره میکند در رابطه با موضوعی که خود از نظر نهادی، عاطفی،
اجتماعی و هویتی درگیر آن است به کار میدانی دست میزند. به این خاطر است که شاید
دانشگاهی ها درباره همه مسائل دنیا دست به پژوهش و نگاه انتقادی میزنند جز در مورد
موضوعی که بطور مستقیم به زندگی علمی و حرفه ای خودشان مربوط است. این گرایش البته
فقط به فرانسه محدود نمی شود و در بسیاری از کشورهای دنیا سنت پژوهش بروی دانشگاهی
ها و نحوه فعالیت آنها ضعیف و کم دامنه است. در فرانسه تعداد کارهای میدانی 20 سال
گذشته درباره این موضوع از 10 تجاوز نمیکند. از جمله این کارها پژوهشی است که یکی
از استادان دانشگاه پاریس 7 بنام "ویری" انجام داده است 4 سال پیش و کتاب
آن هم در سال 2006 چاپ شده است. گروه ما نیز در سال 2001 کاری را درباره 3327
دانشجوی دکترایی که اولین تجربه پژوهشی و آموزشی در دانشگاه را زندگی میکنند انجام
داده است و کتابی هم در سال 2004 با عنوان " استاد دانشگاه شدن" به چاپ
رسانده با امضای آلن کولون، ریدا انافع و خود من. البته هر چند مطالب پژوهشی
درباره استادان و پژوهشگران دانشگاه ها زیاد نیست در عوض خاطرات و کتاب های
انتقادی و یا تحلیلی زیادی را میتوان یافت که در آن استادان از تجربه فردی خود در
دانشگاه سخن گفته اند و لحن اکثر آنها هم بسیار انتقادی است. استادان بیشتر از
شرایط کاری، سنگینی وظایف، بی انگیزه بودن نسل جدید دانشجویان، روابط رقابتی و گاه
خصمانه میان استادان گله مند هستند و زبان شکایت می گشایند. یکی ار نوشته های جامعه شناسانه به قلم
مارتوچلی به نوع رابطه استاد و دانشجو از دیدگاه روانشناسی اجتماعی اشاره میکند و
میگوید که استاد در چهره دانشجو چهره ایده آل جوانی خود را میجوید و از انجا که
دانشجو عشقی که او به پژوهش و تولید علمی را درک نمیکند و بیشتر "مصرف
کننده" کالای علمی است دچار سرخوردگی میشود و همزمان از بعد خودخواهی
(اگویسم) شخصی نمیخواهد بپذیرد که شاگردش چیزهایی بیشتر از او بداند و همین
تناقضات رابطه آنها را پیچیده میکند.
در
مورد نگاه دانشجو به استاد بر عکس مطالب زیادی وجود دارد از دیدگاه جامعه شناسی و
نیز روانشناسی اجتماعی. در این داده ها هم میتوان بطور متقابل شکایت ها دانشجویان
را دید که از کمبود وقت استادان، روش های آموزشی، عدم وجود روابط انسانی عادی و
خارج از کادر رسمی. البته نوع تحلیل و برخورد دانشجویان با توجه به سال تحصیلی،
نوع موسسات آموزشی و تجربه های آموزشی آنها و نیز رشته تحصیلی بسیار متفاوت است.
موسسات کوچکی که چند صد دانشجو بیشتر ندارند و یا دانشجویان سال های بالاتر و
کسانی که در رشته های علمی درس میخوانند کمتر از دیگران نگاه انتقادی دارند. لحظه
کلیدی در زندگی دانشجو سال اول و حتی هفته های اول ورود به دانشگاه است. در فرانسه مانند برخی دیگر از کشورهای
اروپایی بیش از یک سوم دانشجویان سال اول موفق به اتمام سال تحصیلی نمیشوند، یا
ترک تحصیل میکنند و یا رشته خود را تغییر میدهند.
در
کمیسیون در پی گزارش من بحث های مفصلی در گرفت و قرار شد پیشنهادات بطور کتبی به
ما ارسال شود.
+++
جلسه
گذشته کلاس درباره مسائل ایران معاصر در مدرسه عالی مطالعات اجتماعی پاریس به بحث
موانع تاریخی پروژه دموکراسی در ایران اختصاص داشت. من با طرح کوتاه موضوع و اشاره
به فرازهای تاریخی 150 سال گذشته، انقلاب مشروطیت، به قدرت رسیدن خاندان پهلوی،
انقلاب 1357 و یا پیروزی محمد خاتمی در انتخابات سال 1376 این پرسش را پیش کشیدم که
آیا میتوان نوعی تحلیل تاریخی از علل ناکامی پروژه دموکراسی ارائه داد یا خیر. در
بحث ها طولانی از جمله نکاتی درباره موقعیت ژئوپولیتیکی ایران، موقعیت و نقش دولت
نفت فروش و جایگاه آن در ذهنیت جمعی، اراده گرایی و برخورد ایده آلیستی پروژه
دمکراسی، ضعف فرهنگ دموکراسی، شکست و یا ناتمامی روند نقد مذهب اشاره شد. محسن
متقی به نگاه ایده الیستی به دموکراسی و نداشتن تجربه های اولیه و تدریجی در
پراتیک اجتماعی و مدنی اشاره کرد. من با اشاره به کتاب فرهاد خسرو خاور با عنوان
انتروپولوژی انقلاب درک مردم از مفاهیمی مانند دولت و دموکراسی و عدالت اشاره
کردم. قرار است این بحث باز هم ادامه پیدا کند.
+++
در
خبرها آمده بود که سازمان اوقاف ایران میخواهد مدارس معارف تاسیس کند که از مقطع
ابتدایی تا دبیرستان را در برمی گیرد. حیدر مصلحی
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه ایران به خبرگزاری مهر گفته است: "دو مدرسه
در حوزه معارف تحت پوشش امام زاده ها تاسیس شده است و در نظر داریم با هزینه امام زاده
ها فضای فرهنگی ویژه ای را در حوزه معارف به وجود آوریم." رئیس سازمان اوقاف همچنین تاکید کرده که با
آموزش و پرورش توافقی داشته ایم و در سال آینده تعداد زیادی از این مدارس را تاسیس خواهیم کرد.
پس از صحبت های آقای احمدی نژاد درباره لزوم
انقلاب فرهنگی در نظام آموزشی و نیز موضع گیری های وزیر جدید آقای علی احمدی اینهم
خبر نگران کننده دیگری است. در دو سال و
نیم گذشته و بعد از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد انتقادهایی شیوه های
تدریس و محتوای کتاب های درسی مدارس مطرح شده است و مقامات آموزش و پرورش ایران بر
ضرورت تغییرات بنیادی در نظام آموزشی تاکید کرده اند. علیرضا علی احمدی، وزیر آموزش و
پرورش ایران، که به تازگی به عنوان وزیر آموزش و پرورش از مجلس رای اعتماد گرفته
در سه ماهی که به عنوان سرپرست این وزارتخانه فعالیت می کرد، بارها از
تغییرات بنیادی در مدارس سخن گفته است. وزیر جدید آموزش و پرورش ایران که جانشین
محمود فرشیدی شده، تاکید دارد که باید محتوای کتابهای درسی دختران و پسران با هم
متفاوت باشد، چون دخترها و پسرها با هم متفاوتند و دلیلی ندارد که آموزش و پرورش این
تفاوت ها را در نظر نگیرد.
+++
اینهم شعر زیبای نیما با صدای جادویی احمد
شاملو
http://www.youtube.com/watch?v=nKN4K8p6Z0Y&feature=related
