تبليغاتX
نگاه از بیرون - Negah az biroon

نگاه از بیرون - Negah az biroon

نگاه یک ایرانی از اروپا به کشور خود

سفر کوتاه به شهر رن مرکز استان بروتاین در غرب فرانسه. کنگره بین المللی درباره کارایی و برابری در آموزش. در بسیاری از بحث های آموزشی در اروپا کسانی این دو مفهوم را در برابر یکدیگر میگذارند یعنی میگویند هر جا سخن از کارایی به میان می اید منظور کم کردن و یا صرفه جویی مالی است با هدف افزایش بهره وری و این به بدتر شدن خدمات آموزشی برای گروه های تهیدست جامعه منجر می شود. بیش از 350 پژوهشگر از فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی به مدت سه روز نقطه نظرات و پژوهش های خود پیرامون این مسئله را مطرح کردند. دو سخنران اول کنگره با دو تحلیل متفاوت نشان دادند که برخورد به این پرسش اساسی کار چندان آسانی نیست. سخنران اول به تحلیل موضوعی دقیق از پروژه های دولتی فرانسه در 5 سال گدشته نشان میدهد که گرایش مسلط در گفتمان دولت صرفه جویی اقتصادی از طریق کاستن هزینه های آموزشی است با شعار بالا بردن کارایی و بی اعتنایی به مسئله برابری در برخورداری از امکانات آموزشی توسط گروه های اجتماعی مختلف.

سخنران دوم با تکیه به پژوهش معروف بین المللی "پیزا" که در بیش از 50 کشور بطور همزمان بروی دانش آموزان پایان دوره راهنمایی صورت میگیرد نشان میدهد که کم شدن نابرابری میان دانش آموزان هر کشور فقط با بالا رفتن کارایی نظام تامین می شود و کشورهایی که فقط بروی فرصت های برابر و عدالت (بدون پرداختن به کارایی) تکیه می کنند در عمل نتیجه معکوس میگیرند و میزان نابرابری میان جوانان بیشتر میشود. کره جنوبی، فنلاند، سوئد و دانمارک از جمله این کشورها هستند که در صدر جدول پیزا هم قرار گرفته اند. همه این کشورها با حذف کردن مردودی و تجدیدی تا سال آخر راهنمایی تلاش می کنند همه بچه ها با برخورداری از سطح متوسط آموزشی به کلاس بالاتر بروند. اجرای چنین سیاستی نیازمند امکانات و سرمایه گذاری سنگین و روش های آموزشی و تربیتی کارا و مشارکتی است. همه این کشورها بیش از 6.5 درصد تولید ناخالص ملی را صرف آموزش می کنند (ایران به جمعیتی جوان حدود 3.5 درصد از تولید ناخالص ملی را صرف آموزش می کند). جایگاه برجسته کره جنوبی از هر نظر جالب است. این کشور 30 سال پیش موقعیتی نزدیک به ایران داشت و اکنون در میان 3 کشور اول دنیا از نظر آموزشی جا دارد. بدون سروصدا و بدون شعار. شاید پیشرفته های چشمگیر اقتصادی این کشور ارتباط مستقیمی با کیفیت آموزشی این کشور دارد. همکاری که در اوایل اکتبر دو هفته ای به کره جنوبی رفته است از پیشرفت ها و کارایی چشمگیر کره ای ها در همه زمینه ها تعریف می کند.

غروب روز اول کنگره دعوت شهردار شهر رن بودیم. استان بروتاین از 10 سال پیش به این سو توجه خاصی به آموزش بویژه در رابطه با محیط زیست دارد و شهردار هم درباره سیاست های خاص محلی چند دقیقه ای حرف می زند ولی حواس ما بیشتر متوجه تابلوهای نقاشی زیبای سالن باشکوه پذیرایی شهرداری است و معماری آن.

بروتاین منطقه سرسبز و بسیار زیباست با سنت ها، فرهنگ و زبان خاص. دوستان فرانسوی که از پاریس و یا مناطق دیگر آمده اند با شوخی می گویند که بروتاین بسیار دیر فرانسوی شده است. میزبانان ما همه جا اصرار دارند سنت های محلی را برجسته کنند از شراب سیب (سیدر) تا غذاهای محلی و شیرینی های بسیار خوشمزه. یکی از معروف ترین دیدنی های منطقه کلیسای باشکوه "مون سن میشل" است که بروی بلندی در میان آب دریا قرار دارد. 4 سال پیش من در یک پیاده روی چند روزه  از بخشی از ساحل صخره ای این منطقه دیدن کرده بودم.

اولین ساکنان شهر 2 قرن پیش از میلاد مسیح به این منطقه آمدند. شهر رن  کلیسای شهر رن که در قرن چهارم بنا شده در دوره رنسانس به شکل کنونی گسترش یافته و از نظر سبک معماری نئوکلاسیک است. یکی از معروفترین بناهای شهر پارلمان نام دارد که در قرن شانزدهم بنا شده و در پی آتش سوزی سال 1994 ، 2 سال پیش با پایان یافتن بازسازی قابل بازدید شده است. من پیشتر هم چند بار به رن آمده بودم. در این سفر برای اولین بار سوار مترو تمام اتوماتیک و بدون راننده شهر شدم. به همکارانم میگویم مدرن شدن افراطی هم چیز غیر قابل تحملی است. در ایستگاه ها بجای انسان همه کارها را ماشین ها انجام می دهند. آدم ها در برابر ماشین ها صف می کشند با رفتاری ماشینی برای خریدن بلیط یا دیدن مسیر و یا پیدا کردن آدرس. شب برای شام به یک رستوران سنتی رن می رویم برای خوردن "کرپ" از گندم سیاه درست شده. بر سر موضوع ماشینی شدن بین ما بحث در می گیرد. می گویم حیف از این شهرهای تاریخی زیبا که بخشی از روابط انسانی را به نفع ماشین حذف می کنند. در حقیقت انسان ها توسط ماشین مصادره شده اند. به آنها میگویم که مخالفت با ماشینی شدن افراطی به معنای مخالفت با مدرن شدن نیست. ارتباطات انسانی عادی در انسانی شدن فضای ما نقش بازی می کنند. همگی با من موافق نیستند و 2 ساعتی درباره موضوعی حرف می زنیم که ربطی به کنگره ندارد و به قول یکی از همکاران یک استراحت روانی برای بحث های پرهیجان روز بعد.

 

+++

در فرانسه مرد جوانی که چند ماه پیش از همسرش به دلیل باکره نبودن شکایت کرده بود و دادگاه اولیه هم درمیان شگفتی همگان رای به لغو ازدواج داده بود توسط دادگاه تجدید نظر محکوم شد. عروس و داماد هر دو مراکشی هستند و این ماجرا سر و صدای فراوانی هم در فرانسه بر پا کرد. داماد مدعی بود که عروس در مورد باکره بودن خود دروغ گفته است. طرح این موضوع در فرانسه به عنوان نوعی توهین به زنان و بازگشت به سنت های مذهبی تلقی شد و سر و صدای فراوانی هم بر پا کرد. برای خواندن متن کامل شیرین جزایری خبرنگار رادیو آلمان با من به این آدرس مراجعه کنید :

http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3809139,00.html



مقاله مفصلی که درباره سیاست ها و سمتگیری های نظام آموزشی ایران در 30 سال گذشته برای شماره آینده مجله فارسی ایران نامه می بایست می نوشتم به پایان رسید. بخش مهمی از مطلب به تحلیل انتقادی سیاست های رسمی و محتوای آموزشی در ایران اختصاص دارد. در سطور پایانی مقاله نوشتم که " اشتباه کلیدی مسئولین سیاسی شاید این باشد که آنها مدرسه را با کارخانه اشتباه گرفته اند و بر این باورند که می توان در مدرسه "ربات های" بی اراده و تابع یک نظام ارزشی ایدئولوژیک را "شبیه سازی" و "تولید" کرد. در حالیکه همه پژوهش های آموزشی نشان می دهند که آموزش و یادگیری روندهای زنده، پویا و پیچیده ای هستند که در آن دانش آموز بعنوان کنشگر نقش فعالی دارد و مطالب درسی را در پرتو تجربه ها و دانستنی های دیگر خود می آموزد. نباید از یاد برد که مدرسه تنها منبع یادگیری جوانان نیست و آنها از دنیای پیرامون نیز بسیار می اموزند. شکل گیری و گسترش فرهنگ جوانان که آشکارا در برابر فرهنگ رسمی قرار دارد نشانه ای آشکار از عدم کارکرد مطلوب نظام آموزشی مبتنی بر دکترین مذهبی است."

 پایان مقاله مصادف شد با حرف های بسیار پرسش برانگیز علی ذوالعلم، مشاور وزیر آموزش و پرورش و مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و تالیف کتاب‌های درسی. ایشان نه تنها صحبت از پروژه تفکیک جنسیتی کتاب های درسی میکنند که حتی بحث کشف جدیدی هم درباره دوره آموزشی جنسیتی پیش می کشد : ". آنچه که در دنیا وجود دارد این است که دخترها و پسرها را از این جهت مساوی دیدند.  کشوری را سراغ دارید که آموزش‌های رسمی دختر و پسر از نظر مدت زمان با هم فرق کند؟ نه نداریم ولی اگر به این جمع‌بندی برسیم یک نوآوری خواهد بود و ممکن است بقیه را هم متوجه این نکته کند". علی ذوالعلم وعده تدوین کتاب های درسی جداگانه (حتی در درس ریاضی) برای دختران و پسران را هم میدهد (سخنی که بارها پیش از این توسط وزیر نیز مطرح شده است).

آقای مشاور وزیر البته توضیح نمیدهند چرا این افکار "نوآورانه" و "بدیع" فقط برای دختران بوجود میایند . در همه دنیا تلاش نظام های آموزشی تامین برابری بیشتر دختر و پسر و کاهش تبعیض هاست در ایران ما بدنبال خلق اشکال جدید نابرابری هستیم و میخواهیم اسمش را نوآوری هم بگذاریم در حالیکه چنین مواردی در گذشته های دورتر در نظام های آموزشی اروپا و بسیاری دیگر از کشورها وجود داشته و با پیشرفت این جوامع بتدریج از میان برداشته شده است. نظام آموزشی ایران هم اکنون هم بسیار تبعیض آمیز است و مطالب درسی زن را بگونه شهروند ثانوی و فرد نیمه اجتماعی طرح می کنند. حال قرار است این وضعیت باز هم بدتر شود. البته می شود دلیل نارضایتی این دسته از افراد را کم و بیش فهمید. دختران جوان ایران جز در پوشش ظاهری خود شباهت بسیار کمی با تصویر زنان کتاب های درسی دارند. اما به جای اندیشیدن درباره علت مقاومت دختران در برابر نظام ارزشی کتاب های درسی کنونی و یا تبلیغات رسمی بیشتر به راه حل های متوسل میشوند که خود دلیل وضعیت کنونی هستند. کتاب های درسی نه تنها نگرش تبعیض آمیز خود را پنهان نمی کنند که برای آن توجیه فرهنگی و دینی و فلسفی هم ارائه میکنند : «زندگی مشترک حضرت علی بن ابی طالب و حضرت فاطمه ی زهرا نمونه ی جالبی از روابط در یک خانواده ی مقدس و محترم و اسوه و سرمشق زندگی خانوادگی است. پیامبر کارهای خانه را بین این دو بزرگوار تقسیم کرده بود؛ کارهای خارج از منزل را بر عهده ی علی بن ابی طالب و کارهای داخل منزل را بر عهده ی زهرا گذاشته بود. حضرت زهرا از این تقسیم کار بسیار خوش حال بود و می فرمود : "از این که کار خارج از منزل بر عهده ی من نیفتاد، یک دنیا خوش حال شدم..."» (تعلیمات دینی، سال سوم راهنمایی، صفحه 83)

 

+++

دیداری جالبی داشتم با دو دانشجویی فوق لیسانس که قرار است بروی مسائل ایران کار کنند. مونیکا دانشجوی ایرانی است که امسال به مدرسه عالی مطالعات اجتماعی آمده است و در پی دقیق کردن موضوع پژوهشی خودش است. در بحث بهش می گویم که حتی یک سوژه کوچک هم می تواند موضوع کار پژوهشی عمیق قرار گیرد و در ابتدای یادگیری کار پژوهشی نباید به سراغ موضوعات عریض و طویل رفت. قرار شد درباره روشنفکران لائیک دوره اول مشروطیت کار کند و آبشخورهای فکری و سیاسی آنها. مونیکا بسیار پر کار است، از دانشگاه تهران آمده و تاریخ معاصر ایران را حوب می شناسد. نفر دوم لویی دانشجوی فرانسوی مدرسه عالی علوم سیاسی است که به مسائل دانشگاهی علاقه دارد و بیشتر میخواهد بروی الگوی توسعه آموزش عالی در ایران کار کند. پسر جدی با توانایی های علمی زیادی است و قرار هم است که در یکی از دانشگاه های ایران به تدریس زبان فرانسه بپردازد.

+++

شماره آخر فصل نامه پژوهشی آموزش و کار به مسئله تبادل دانشجو در سطح بین المللی، فرار مغزها و جابجایی نیروی انسانی اختصاص دارد. من و یکی از همکاران هم مقاله ای که درباره پدیده فرار مغزها نوشته ایم. اگر این موضوع برایتان جالب است با این لینک میتوانید به سراغ این شماره بروید

http://www.cereq.fr/pdf/fe103.pdf

 

+++

دو روز پیش هنگام بازگشت ورود به محوطه مجموعه آپارتمانی به خانمی برخورد کردم با کیسه های متعددی در دست. از خرید بازمی گشت. در را برایش نگه داشتم تا بتواند وارد محوطه ساختمان مسکونی ما شود. هنگام ورود به آسانسور با توجه به اینکه دستهایش پر بود پرسیدم به کدام طبقه می رود. با نگاه تعجب آمیزی بمن گفت

به همان طبقه ای که شما می روید

نگاهی بهش کردم و علت تعجبش را فهمیدم. او همسایه دست راستی من در راهروست که بارها در گذشته با یکدیگر برخورد کرده بودیم. حسابی خجالت کشیدم از خودم و این گیجی و بی توجهی. از او بخاطر نشناختنش عذر خواهی کردم. این حادثه حسابی مرا به فکر فرو برد. من در این شهر بزرگ حتی قادر به باز شناختن همسایه خودم هم نیستم.

شب برای دوست هنرمندی که از ایران آمده و برای احوال پرسی تلفن زده بود داستان را تعریف کردم و حسابی شکایت از زندگی در شهر بزرگ و بیگانگی انسانها. خندید و قدر این بیگانگی را بدان، من که باهاش حال میکنم.گفت چقدر دوست داشتم جای همسایه تو باشم. من در تهران از دست همسایه های فضولی که به اشکال مختلف مرا زیر نظر دارند دایم در حال قایم موشک بازی هستم. چقدر آرزو داشتم جایی باشم که همسایه در آسانسور مرا نشناسد و نخواهد بداند که من چکار می کنم، میهمانان من چه کسانی هستند، در آمد من از کجاست و چرا با 35 سال سن هنوز ازدواج نکرده ام و ده ها پرسش از این دست.





+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 22:31  توسط  - سعید پیوندی saeed paivandi  |