تبليغاتX
نگاه از بیرون - Negah az biroon

نگاه از بیرون - Negah az biroon

نگاه یک ایرانی از اروپا به کشور خود

سفر ژاپن ادامه دارد با خبرهای بد از ایران و داستان عجیب این انتخابات و نتایج حیرت آور آن. روزهای پیش از انتخابات به خودم میگفتم چگونه کسانی که این گونه شاخص های اقتصادی را دست کاری میکنند و واقعیت های ایران و جهان را وارونه جلوه میدهند میتوانند برگزار کننده انتخابات کم و بیش سالمی باشند. ولی مگر چاره ای هم جز خوشبینی وجود دارد، ما در نظامی زندگی میکنیم که به نام ارزش ها دینی و اخلاقی در حقیقت همه ارزش های ساده اخلاقی را هم براحتی زیر پا میگذارند. در دوره تبلیغات انتخاباتی از دولت نهم به نام امپراطوری دروغ یاد شد و چه عنوان بجایی. این تقلب تاریخی فقط از عهده یک امپراطوری دروغ برمیاید. گوبلز وزیر معروف هیتلر میگفت دروغ هر چه بزرگتر باشد باور کردنش هم آسانتر است، اولین مصاحبه رییس جمهور مصداق خوب این امپراطوری بود. او با همان لحن همیشگی در حالیکه مامورانش در حال دستگیری فعالین سیاسی و یا کتک زدن دانشجویان بودند بدون دغدغه وجدان به خبرنگاران خارجی گفت که آزادی در ایران فراتر از مطلق و بی نظیر است. ایشان یا نمیداند آزادی چیست، یا نمیداند در دنیا چه میگذرد و یا از اوضاع ایران خبر ندارد و شاید هم هر سه با هم. فاجعه ایران این است. به نظر میرسد برخی از شخصیت های سیاسی حکومتی دارند کم کم به ابعاد فاجعه پی میبرند ولی هنوز هم داستان مصلحت کل نظام آنها را دیدن همه ابعاد فاجعه باز میدارد و یا وادار به سکوت میکند.

اریک رولو کارشناس سیاسی فرانسوی که ایران را بسیار خوب میشناسد میگوید ایران کشور فرصت های از دست رفته است از زمان مشروطیت به این سو. این سرنوشت تلخ کشوری است که هر بار مردم و جوانانش برای پیشبرد تاریخ به میدان امدند با رهبران و حاکمانی سر و کار داشتند که به این زمانه تعلق نداشتند و نمیتوانستند صدای آنها را بشنوند. دوشنبه یک روز تاریخی بود. از آن روزهایی که انسان بخاطر مردم و کشورش احساس غرور میکند. امروز جوانها و مردم در خیابانها چیزی را از حاکمان میخواهند که در بسیاری از مناطق دیگر جهان در شمار اصول بدیهی زندگی اجتماعی و سیاسی است. کسانی که امروز این صدا را نمیشوند بناچار روزی با سیلی تاریخ به آن تن در خواهند داد. ولی بهای سنگین این شکاف بزرگ فرهنگی، این ناشنوایی تاریخی را کشور ما، جوانها و بقیه مردم میپردازند. امروز جمعیت میلیونی در خیابان است. نیروی زنده جامعه ایران با شعور مدنی و شجاعت مثال زدنی. من مانند بسیاری اخبار را لحظه به لحظه دنبال میکنم فیلم ها را میبینم و وب لاگ های ایران را میخوانم چه دنیایی، چه حرفهایی ، چه شور و حالی. و از فاجعه ای میترسم که ممکن است برایمان تدارک دیده باشند. خوشحالم که بسیاری با وجود مردم را از خشونت بر حذر میدارند. خشونت برگ برنده و تنها برگ برنده اقتدار گرایان است. آنها فقط در گسترش خشونت است که میتوانند این جنبش مدنی را خاموش کنند. تفاوت دمکراسی و حقوق بشر هم در این نکته مهم و اساسی است. بین کسانی که از انتخاباتی آزاد و سالم دفاع میکنند و هواداران کور ایدئولوژی زده این تفاوت فرهنگی باید وجود داشته باشد تا روزی کشور ما از این دور باطل خشونت و استبداد خارج شود

---

این روزها تنها سرگرمی من در تنهایی ژاپنی در جایی که با آن قرابت فرهنگی کمی دارم رفتن به معابد این دیار شرقی است و تجربه سکوت درونی و سفر به خویشتنی که گاه دست یافتن به آن در زندگی پاریسی بسیار دشوار میشود. سرشار از توهم یک انتخابات خوب آخر هفته رفته بودم به کیوتو شهر اسطوره ای معابد. ده ها معبد شگفت انگیز شهر میتواند روزها و روزها شما را بخود مشغول کنند. همکار ژاپنی که اصفهان را دیده به شوخی میگوید کیوتو نصف جهان ژاپنی هاست. یکشنبه شب در سکوت معبد معروف تو جی هر چه کردم کمی از دنیای روزانه خودم فاصله بگیرم موفق نمیشدم صدای خیابانهای تهران و کوی دانشگاه، صدای تیراندازی و فریاد ها انگار تا درون این معبد هم مرا رها نمیکردم. ا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 14:32  توسط  - سعید پیوندی saeed paivandi  | 




اولین روزهای سغر طولانی به ژاپن. زندگی ژاپنی شروع شده و من حس میکنم پرتاب شده ام به گوشه دیگر دنیا. نشانه ها رنگ ها  صداها اشکال و حجم ها همگی بسیار متفاوت هستند. تفاوت ساعت آزار دهنده است و شب و روز عوض شده اند. همکاران ژاپنی بسیار مهربان و در حد گاه آزار دهنده تعارفی هستند. برای من تجربه دانشگاهی جدید و جالبی شروع شده است قصد دارم وب لاگی هم به زبان فرانسه بنویسم چون بسیاری اذ همکاران از پاریس درباره این تجربه میپرسند.
تا حالا با ۴ ایرانی آشنا شده ام ولی هنوز به یک فرانسوی برخورد نکرده ام. اولین ایرانی را روز اول دیدم فروشگاهی دارد کنار دانشگاه و محصولات ایرانی عرضه میکند. داشتم از  پیاده رو به خوابگاه میرفتم که چشمم به نوشته فارسی گفتار نیک کردار نیک پندار نیک افتاد. علی آقا بیش از ۲۰ سال است که به ژاپن آمده است. با مهربانی پذیرای من میشود و برایم کمی از داستان مهاجرتش میگوید. همکارانم استاد ایرانی  را به من معرفی میکنند که ژاپن شناس است و متخصص مسایل آموزشی.  با هم کلی درباره مسایل پژوهشی  حرف میزنیم. با دانشجوی دختر ایرانی برخورد میکنم در خوابگاه که از دانشگاه تهران آده و زبان شناسی میخواند بسیار مهربان است و با حوصله به پرسش های بی پایان من درباره زندگی در ژاپن پاسخ میدهد.
+++
اذ پیش اذ سفر همه جا صحبت اذ انتخابات ایران است. میان روشنفکران و فعالین سیاسی حسابی بحث است درباره شرکت یا عدم شرکت و یا رای دادن به کروبی یا موسوی. شب پیش از  سفر شام آخر را محسن دعوت کرده بود و چند تن از دوستان قدیمی هم بودند و اختلاف نظرها اساسی. به نظرم میرسد تحریمی ها اینبار کمتر باشند بخاطر شرایط خاص این دوره. این روزها فیلمهای ۴ نامزد و مناظره ها را  نگاه کردم کاش ایران همیشه انتخابات بود به همکاران ژاپنی نشان میدهم باورشان نمیشود این فضای ایران است. در ایران هم این جدایی میان روشنفکران و هنرمندان به چشم میخورد. بیشتر فعالین سیاسی و مدنی به سراغ کروبی رفته ااند و هنرمندان و دانشگاهی ها به طرف موسوی. ولی در مجموع فضای عجیبی است و گویی چیزی در ایران عوض شده ولی من حسابی نگران تقلب و درگیری هستم. امیدوارم  جوانها این بار نومید نشوند و این حرکت ادامه پیدا کند.
در ضمن کامپیوتری که اینجا دارم میانه اش با زبان فارسی خوب نیست و من با دشواری مینویسم



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:16  توسط  - سعید پیوندی saeed paivandi  |