تبليغاتX
نگاه از بیرون - Negah az biroon

نگاه از بیرون - Negah az biroon

نگاه یک ایرانی از اروپا به کشور خود

این هم آهنگ زیبای جدید شجریان با شعر فریدون مشیری

  http://soundcloud.com/milonga/-505

 تفنگت را زمین بگذار

که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار

تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن

من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن

ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-

تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن

زبان خشم و خونریزی ست

زبان قهر چنگیزی ست

بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید

فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار

تفنگت را زمین بگذار

تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو

این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می دانی؟

اگر جان را خدا داده ست

چرا باید تو بستانی؟

چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را

به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی

و حق با توست

ولی حق را -برادر جان-

به زور این زبان نافهم آتشبار

نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار

تفنگت را زمین بگذار

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:4  توسط  - سعید پیوندی saeed paivandi  | 

 بنا به قرار قبلی به دیدار همکار ایرانشناسی رفتم در دانشگاه "دوشیشا" در کیوتو. این دانشگاه خصوصی است و در دپارتمان تئولوژی بخش مطالعات ایران هم وجود دارد.  کتابخانه این بخش پر است از کتاب هایی به زبان فارسی بیشتر درباره مسائل تاریخی و مذهبی و کمی هم ادبیات. اینرا با نگاه سرسری به کتاب ها و اسناد موجود گفتم. همکار ژاپنی درست همان زمانی در تهران دانشجو بوده که من هم دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه تهران بودم. ابتدا کمی درباره این گذشته "مشترک" صحبت کردیم و آدم هایی که میشناخت. بعد هم درباره کارهای پژوهشی درباره ایران. آنگونه که میگوید چند سالی است درباره کتاب های درسی ایران بویژه کتاب های دینی دوره نظری کار میکند و خلاصه ای را هم بصورت کتابی به زبان ژاپنی چاپ کرده است.

صحبت ما به برداشت درباره کتاب های درسی میکشد. حس میکنم حسابی شیفته کتاب های دینی است. با نگاه بسیار انتقادی من به کتاب های درسی بسیار متفاوت است. با کنجکاوی سعی میکنم بیشتر نظراتش را بفهمم. برایم میگوید که جامعه ژاپن در سال های پس از جنگ دوم جهانی بیشتر تحت تاثیر فرهنگ و سیاست امریکا بوده است و هویتش را در این رهگذر از دست داده است و سنت هایش به شدت سست شده اند. او پلی میزند میان "معنویت" موجود در کتاب های درسی ایران و تلاش های بخشی از روشنفکران ژاپنی برای بازگشت به هویت ژاپنی و نیز سد کردن نفوذ امریکایی ها.

ابتدا از حرف هایش کمی تعجب کردم. به او گفتم خاستگاه این دو گرایش ضد امریکایی بسیار متفاوت است. من تلخی لحن روشنفکر ژاپنی و دغدغه حفظ سنت ها و یا نگرانی از نفوذ فرهنگ امریکایی را میفهمم. در روایت ایرانی گفتمان ضد امریکایی کتاب های درسی بیش از انکه دغدغه معنویت به مفهوم باز کلمه داشته باشد  به ستیز تمدن ها باور دارد. ضمن این که زمانی که گفتمان معنویت "دولتی" است میباید به مصداق های عملی آنهم نگاه کرد و نیز نوع آزادی که با این معنویت دولتی وجود دارد. آیا دامن حکومت ایران با ماهیت دینی بیش از حکومت های دیگر از فساد، دروغ، تقلب و یا منافع بی واسطه مادی مبراست ؟ آیا از رتبه ایران و ژاپن در جهان در میزان فساد اقتصادی خبر دارد. آیا اصولا معنویت میتواند با قدرت سیاسی بدست آید و یا گسترش یابد. در ایران تا بخواهید شکل مناسکی معنویت همه جا به چشم میخورد آنچه نیست معنویت انسانی بر پایه انتخاب فردی است.

کمی سکوت میکند و میگوید که این ها همه مسائل پیچیده ای هستند.

روز پیش از سفر به کیوتو اخبار مربوط به تجاوزها در زندانها و ترانه موسوی بطور وسیع در رسانه های دنیا منتشر شده بود. از او پرسیدم  آیا این خبرها را میداند. پس از سکوت کوتاهی میگوید که در ژاپن اخبار کشورهایی مانند ایران بسیار کم منعکس میشود.

بحث ما به رابطه آزادی با معنویت کشیده میشود. برایم کتابی میاورد به زبان ژاپنی درباره انتقاد به نظم جهانی که در آن به نظرات آقای خمینی و دکتر شریعتی هم اشاره شده است. میگویم من در ضد امریکایی بودن نظریات رهبران ایران شکی ندارم، همان گونه که به مستقل بودن آنها از مراکز قدرت جهانی باور دارم. اما مشکل من با معنایی است که به این ضد نظم جهانی بودن داده میشود. برای ما نباید فقط این گرایش ضد نظم جهانی مهم یاشد. ما باید همزمان این پرسش را مطرح کنیم که محتوا و دلیل این مخالفت چیست. اگر نظم مورد نظر آقایان بدتر از نظم موجود است دیگر همسویی با آنها معنا ندارد. ما در ایران دست کم این تجربه را زندگی کردیم. من هم زمانی که انقلابی بودم به مقابل سفارت امریکا در تهران میرفتم با دانشجویان مسلمان و شعار ضد امریکایی میدادم اما به محض اینکه "تکلیف" امریکا روشن شد آمدند سراغ روشنفکران ...

همکارم حرفم را برید و گفت یعنی دیگر انقلابی نیستی؟

خیر، من با تجربه ایران و آن بهای سنگین رفرم و تغییرات تدریجی را ترجیح میدهم.

با این پرسش او حدس میزنم چرا زمانی که از سروش یا مجتهد شبستری حرف زدم زیاد پی نگرفت در عوض حسابی درباره شریعتی با من حرف زد.

وقتی از دانشگاه بیرون آمدم حسابی غمگین بودم. شاید هم بخاطر این ایام و خبرهای وحشتناک تجاوز، کشتن، اعتراف گیری، شکنجه، توهین و از همه مهم تر این همه دروغ و ریا. قرار بعدی من با روانکاو ژاپنی و دانشگاهی که مدتی در پاریس بوده است. از کوچه پس کوچه های تنگ قدیمی کیوتو به طرف قرارم میروم ولی از خیابانی میگذرم که با نهر قدیمی و درختان بید به زیباترین خیابان آسیای شرقی معروف است. ولی همه حواسم به حرف های این دیدار است...

 

دوستان زیادی از من درباره تحصیلات در فرانسه میپرسند.

دادن همه اطلاعات و پاسخ دادن به پرسش های متعدد کار بسیار وقت گیری است. من میتوانم فقط به چند نکته کلی اشاره کنم :

بطور کلی آغاز تحصیلات عالی در فرانسه بسیار دشوار . پر درد سر است و آشنا بودن با زبان فرانسه بسیار مهم است و باید از سد امتحان ورودی زبان عبور کرد

ولی تحصیل در دوره فوق لیسانس (مستر) آسان تر است چه از نظر پذیرش چه از نظر درس ها

دانستن زبان فرانسه در حد خوب بسیار مهم است در رشته های علوم انسانی و اجتماعی بدون زبان خیلی خوب در عمل هیچ پیشرفت واقعی وجود نخواهد داشت.

در این رشته های در دوره فوق لیسانس و یا دکترا بیش از آنکه به دانشگاه اهمیت دهید باید به استاد راهنما و تخصص گروه پژوهشی توجه کرد. چه بسا دانشگاهی در شهر متوسط با شهرت کمتر به موضوع کار شما نزدیکتر باشد.

به نظر من رفتن به شهرهای متوسط مانند نانت، رن، استراسبورگ و یا پواتیه برای شروع بسیار متناسب تر هستند. این هم برای یادگیری زبان صدق میکند، هم برای هزینه مالی و هم برای بهتر درس خواندن.

اطلاعات وسیعتر درباره تحصیل در فرانسه (پذیرش، بورس، هزینه) را میتوانید بروی این سایت پیدا کنید که روایت انگلیسی آنهم موجود است.

http://www.campusfrance.org/

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 14:27  توسط  - سعید پیوندی saeed paivandi  |