سفر ژاپن کم کم جدی میشود. دیروز دعوت نامه رسمی به همراه جزئیات کاری بدستم رسید. من در زندگی عادت کرده ام تا برنامه ای بصورت ملموس در برابرم طرح نشود در ذهنم شکل جدی نمیگیرد. دارد باورم میشود که باید مدتی کم و بیش طولانی از محل زندگی دور شوم و درجایی زندگی کنم که شناخت ناچیزی از آن دارم. از طرف دانشگاه کتابی فرستاده اند به زبان انگلیسی برای استادان خارحی که به ژاپن میایند. با دقت درباره همه جزئیات زندگی توضیح داده شده است. در نامه قید شده که محل اقامت من در داخل محوطه دانشگاه خواهد بود در خوابگاه مخصوص پژوهشگران خارجی. باید سراغ کتابی جدی بروم درباره ژاپن، تاریخ، جامعه و هنر و جغرافیا.
دیداری داشتم هفته گذشته با همکاری از هیروشیما. درباره کارهای پژوهشی مشترک ها چند ساعتی صحبت کردیم. دقت او در دنبال کردن مسائل اروپا قابل تحسین است. از همه چیز مطلع است کتاب های جدید و حرف های تازه. با هم به تظاهرات دانشگاهی ها میرویم و آنجا با هیجان دایم عکس میگیرد. میگوید در تاریخ ژاپن کمتر اتفاق افتاده که دانشگاهی ها اعتصاب کنند و یا بخصوص به این صورت گسترده به خیابانها بیایند. در راه برمیخوریم به مریم دانشجوی ایرانی که 2 سالی است برای گرفتن فوق لیسانس به فرانسه آمده است. او را به همکارم معرفی میکنم. همکار ژاپنی من با سادگی کودکانه از او میپرسد آیا دانشگاهی های ایرانی هم برای طرح مطالبات خود در خیابانها تظاهرات میکنند. مریم هم با لبخند معناداری پاسخ داد " این اولین بار است که من در یک تظاهرات شرکت میکنم بدون ترس و دلهره و بدون وحشت از کتک خوردن و یا دستگیر شدن".
بحث های ما روز بعد از تظاهرات هم در دانشگاه ادامه پیدا کرد. از من دعوت میکند در ایام اقامت در ژاپن برای دو کنفرانس به دانشگاه هیروشیما بروم.
+++
در خبرها خواندم که سخنگوی وزارت خارجه ایران نسبت به نقض حقوق بشر در فرانسه ابراز نگرانی کرده است. دلیل نگرانی ایران هم کشته شدن یک فعال سندیکایی در جریان اعتصاب های جزایر کارئیب است. راستش از خواندن خبر کمی تعجب کردم چرا که این حادثه زیاد سیاسی نبوده و پلیس دخالتی در این مرگ نداشته است. اعتصابات چند هفته ای که با مختل شدن کامل زندگی اقتصادی همراه بوده هیچیگاه با دخالت پلیس (به جز موارد بستن راه ها) مواجه نشده بود. اما همزمان از اینکه مسئولین کشور ما بالاخره متوجه اهمیت حقوق انسانی در قرن بیست و یکم شده اند خوشحال شدم. فکر کردم که همزمان با نظارت به نحوه اجرای حقوق بشر در کشورهای دیگر خوبست آقایان نیم نگاهی هم داشتند به وضعیت کشور خودمان و فعالین سندیکایی و دانشجویی و زنان که در زندان هستند و حتی در ایام نوروز دستگیر شده اند و یا میزان واقعی آزادی برای اعتراض و ابراز نظر. این روزها دست کم دو زندانی سیاسی به دلایل نامعلومی در زندان فوت کرده اند و هیچیک از مسئولین کلمه ای در این مورد به زبان نمیاورند.
+++
همکار برزیلی که از سال ها پیش میشناسم به پاریس آمده است. دو دیدار طولانی درباره پروژه های پژوهشی دانشگاه ناتل داشتیم. قرار میشود برای دو یا سه ماه به آنجا سفر کنم ولی نمیدانم دقیقا چه زمانی. دانشگاه های دولتی برزیل طرح جالبی دارند برای کمک به جوانان گروه های تهیدست جامعه برای دست یابی به آموزش عالی. هدف کار پژوهشی مشترک ما ارزیابی کارایی واقعی این پروژه اجتماعی است. قرار میشود رابطه ما از راه دور ادامه یابد تا من فرصتی برای سفر به آن دیار پیدا کنم.
+++
با وجود ادامه پراکنده اعتصابات دانشگاهی فرانسه، دانشجویانی که باید کارهای پژوهشی را دنبال کنند بر شتاب فعالیت هایشان افزوده اند. در آخرین کلاس "ایران معاصر" دو دانشجوی ایرانی از پروژه های خودشان صحبت کردند. اولین دانشجو تز دکترای خود را درباره "انسان آرمانی" نظام آموزشی ایران آماده میکند. توجه پژوهش به ابعاد مختلف شخصیتی و هویتی شهروند ایده آلی است که مطالب درسی ایران به دانش آموزان ارائه میکند. از نظر من موضوع پژوهش بویژه در بعد مقایسه ای میتواند بسیار جالب باشد چرا که پژوهش های داخلی کمتر این امکان را خواهند یافت تا در این زمینه اساسی بطور آزادانه تا انتهای منطق تحلیل انتقادی پیش رود و گرهگاه های اصلی فلسفه آموزشی نظام کنونی ایران را طرح کند.
موضوع دوم مربوط میشود به دانشجوی دیگر ایرانی که درباره معنای پیشرفت آموزشی دختران در ایران باید مطلبی بنویسد. او هم طرحی از کار خود را ارائه داد. در این مرحله قرار است مطلب با تکیه به تحلیل پژوهش های موجود انجام شود و اگر این کار در مرحله دکترا ادامه پیدا کند میتواند به یک پژوهش جالب تبدیل شود از طریق کار میدانی و درک نقطه نظر خود دختران در ایران.
بار پیش هم پژوهشگر جوان دیگر ایرانی به کلاس آمده بود که قرار است درباره ابشخورهای فکری بخشی از روشنفکران ایرانی صدر مشروطیت کار کند. او با استاد راهنمایی خود کلی مشکل دارد درباره تعریف این کار و حوزه دقیق آن و افرادی که باید مورد بررسی قرار گیرند. دوست جوان حسابی نگران است و نمیداند چکار کند.
در کلاس فوق لیسانس هم از تک تک دانشجویان میخواهم درباره پیشرفت کارشان صحبت کنند. دانشجویی حدود 45 سال دارد و مدیر یک مدرسه است در برابر پرسش های من ناگهان زد زیر گریه. من و دانشجویان دیگر نمیدانستیم چکار کنیم. پس از چند دقیقه ای آرام گرفت و بدون اینکه به جمع نگاه کند شروع کرد درباره مشکلات پژوهش، کمبود وقت و ناتوانی در پیش بردن کار بخصوص تهیه چهارچوب علمی و نیز بیلان انتقادی پژوهش های دیگر. میگوید به آن اندازه گرفتار است که حتی بچه هایش هم میگویند که او دیگر مانند گذشته نیست. به او میگویم که پژوهشگری که کارش را دوست نداشته باشد و گرفتار نارضایتی و شکنجه روحی شود هیچگاه نمیتواند کار خوبی ارائه دهد. کار پژوهش مانند عمل زایش است. چیزی در درون شما رشد میکند و پرورش میابد درست آنگونه که سقراط در تئوری "مایوتیک" خود مطرح میکرد. معلم فقط نقش ماما را ایفا میکند. اگر شما با پژوهش خود احساس خوشبختی و رضایت نمیکنید آنرا برای مدتی هم شده کنار بگذارید. قول میدهد در این باره فکر کند و با استاد راهنمای خود هم در میان بگذارد.
+++
این هفته ژوری سراسری که بهترین کارهای پژوهشی درباره دانشگاه را انتحاب میکند برگزار شد. گروه 25 نفره ای که بیشترین آنها استاد دانشگاه، پژوهشگر هستند با مطالعه پژوهش هایی که توسط دانشجویان دوره های مختلف انجام شده بهترین ها را انتخاب میکند. امسال 2 دانشنامه دوره دکترا توانستند جایزه بهترین پژوهش را از آن خود کنند. پژوهش اول درباره بزهکارانی بود که در زندان تصمیم به ادامه تحصیل در دانشگاه گرفته اند. نکته بسیار جالب در این کار معنای تحصیل و یاد گرفتن در زندان و تاثیر آن بر نگاه و منش زندانیان است. زندانیان دانشجو گاه با انتخاب رشته هایی مانند حقوق، جامعه شناسی، تاریخ هنر و روانشناسی به نوعی با سراغ خود و گذشته خویشتن میروند و تلاش میکنند شناخت جدیدی از تاریخ زندگی و یا مسیر زندگی خود پیدا کنند. تز دوم درباره نظام نخبه گرایی و سنت آن در آموزش فرانسه است. در فرانسه با وجود شعار و خواست برابری که بشکلی اسطوره ای در دهنیت جامعه حک شده است، نظام آموزشی به شدت نخبه گرایی وجود دارد که با وجود پی ریزی آن توسط نطام پادشاهی پیش از انقلاب 1789 در همه دولت ها و نظام های 2 قرن گذشته تداوم پیدا کرده است. مدارس عالی فرانسه که گروه بسیار کوچکی به آن راه مییابند مهم ترین مقام های سیاسی و اقتصادی یا صاحبان قدرت را تربیت میکنند. همه پژوهش هایی که بروی دانشجویان این موسسات نخبه گرا صورت گرفته حاکی از تعلق آنها به طبقات بالای جامعه دارد. در حقیقت ما با نوعی بازتولید اجتماعی سر و کار داریم که در آن تحرک اجتماعی بسیار کند است.
+++
قرار بود به دعوت لیگ حقوق بشر نشستی در دانشگاه سوربن درباره دانشجویان بهایی که از تحصیل محروم شده اند برگزار شود اما به دلیل اعتصابات دانشجویی و دانشگاه این کنفرانس لغو شد. قرار بود در این کنفرانس عبدالکریم لاهیجی، شهلا شفیق، فواد صابران، سوزان پری (دانشگاه امریکایی پاریس ) و خود من شرکت کنند. من میخواستم درباره نوع برخورد به اقلیت های دینی به رسمیت شناخته نشده از جمله درباره بهایی های صحبت کنم. در کتاب های درسی از بهایت به عنوان دین ساخته استعمار یاد میشود و از خود بهایی ها به عنوان "نجس". در سال های اخیر فشار بر دانش آموزان و دانشجویان افزایش یافته است.
+++
اینهم شعری زیبا از سایه با تار لطفی که این روزها بطور اتفاقی پیدا کرده ام و روزی یکی دو بار گوش میکنم.
http://www.youtube.com/watch?v=Pn1W0-_KwAI