تبليغاتX
نگاه از بیرون - negah az biroon - نماد اخلاق و پاکی

نگاه از بیرون - negah az biroon

نگاه روزانه یک ایرانی از اروپا به کشور خود

دیروز با دوست و همکار دانشگاهی ایرانی صحبت میکردم که ساکن فرانسه است و بسیار فعال در زمینه پژوهش درباره ایران. بیش از یک سالی است که تماسی با هم نداشتیم. در بحث ها او را بسیار نوامید و سرخورده دیدم. میگوید که ما در ایران دچار سیر قهقرایی هستیم و هر بار که امیدی به تحول پیدا میشود زمستانی از راه میرسد و شکوفه های نورسته را نابود میکند. حالت روحیش برایم عجیب است. حتی کار مطالعه روزنامه ها و اخبار ایران را هم کنار گذاشته است. برایش ایران به جامعه غیر قابل درک تبدیل شده و حرف های و سیاست های رهبرانش بی خردانه و عاری از واقع بینی و نگرش علمی و مسئولانه. برایم میگوید که دوستان و همکاران ایرانی اش هم به این درد نومیدی دچار شده اند و دستشان به کار جدی پژوهشی نمیرود. یادم هست که سه سال پیش پس از سفرش به ایران با هم دیداری داشتیم در پاریس در حضور دوست خبرنگار و فرهیخته ای که برای سفری کوتاه به فرانسه آمده بود بسیار راضی بود از تجربه بازگشت به ایران و امیدوار بود به آینده ایران و تولید فکری و علمی در کشور و شور و اشتیاق دانشگاهیان. از آن هیجان و امیدواری چیز زیادی باقی نمانده است. میگوید که در حال باز اندیشی و بازنگری و فکر کردن است و نمی خواهد خواندن مطالب رسانه های ایرانی به این روند درونی فکری او اسیب بزنند.
بعد از صحبت تلفنی به فکر فرو میروم. این اولین باری نیست که در ماه های اخیر با چنین روحیه ای برخورد کرده ام ولی حرف های بسیار صمیمانه و از ته دل همکارم حسابی مرا تکان داد. چند ماه پیش در کنگره ای دانشگاهی با دوستان ایرانی بحثی درباره اوضاع ایران داشتم. آنها هم بسیار نومید بودند و سرخورده از نتایج انتخابات و بسیار نگران از آینده کشور و دانشگاه. یکی از آنها به من میگفت در ایران بازار عوامگرایی تا آن اندازه رایج شده که کلمات مهم حتی معنی خود را از دست داده اند. برای مثال کسانی میتوانند براحتی از آزادی و باور به آن سخن بگویند ولی در عمل بی دغدغه بیشترین دشمنی را با آزادی داشته باشند. کسانی میتوانند از اقتصاد سخن بگویند بی انکه شناخت انچنانی از این حوزه داشته باشند. او میگفت که حس میکنیم رفتار مردم همه به همین شکل متفاوت شده است و آنها زندانی این دایره مسدود باطل و پوچ هستند.
خبرنگار ایرانی دیگری که بطور منظم به ایران سفر میکند برایم میگفت که در همه جای جهان حس میکنید نسل های جدیدی بروی کار میایند با اندیشه های جدیدی که بازتاب تغییرات جامعه هستند. در ایران هر بار کفگیر انتخابات از ته دیگ سیاست بخش های پس زده شده و بازمانده از درک جهان را به سطح جامعه میاورد.

داشتم به این حرف ها فکر میکردم که نظرم به تیتر روزنامه لوموند پیرامون محاکمه جنجالی مدیر بخش خاورمیانه شرکت نفتی توتال که به اتهام پرداخت 60 میلیون یورو رشوه به مقامات ایرانی جلب شد. کریستف دومارژوری متهم است که برای عقد قرارداد گازی پارس جنوبی در فاصله سال های 1996 تا 2003 این مبلغ را به حساب های سوئیسی مسئولان ایرانی ریخته است. این چندمین باری است که در کشورهای اروپایی موضوع رشوه به مقامات ایرانی موضوع محاکمات جنجالی شده اند. اما جالب است که درخود ایران هیچگاه کسی به جرم رشوه گیری در این سطح محاکمه نمیشود. انگار نه انگار که این رشوه ها به کسانی پرداخت شده است.
یاد پیام نوروزی رئیس جمهور ایران میافتم درباره ایران و ایرانی ها : "امروز، نام ايران و ايراني به عنوان نماد اخلاق، پاكي، فرهنگ، مهرورزي، وحدت و صلابت زبانزد ملتهاي عالم است ".
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 14:38  توسط  - سعید پیوندی saeed paivandi  |